ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد - تاریخ: 1397/7/14 ساعت: 7:11
ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد کی شبروان کویت آرند ره به سویت عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد ما با خیال رو
بیا کز عشق تو دیوانه گشتم - تاریخ: 1397/7/14 ساعت: 7:11
بیا کز عشق تو دیوانه گشتم وگر شهری بدم ویرانه گشتم ز عشق تو ز خان و مان بریدم به درد عشق تو همخانه گشتم چیان کاهل بدم کان را نگویم چو دیدم روی
در کارگه کوزهگری رفتم دوش - تاریخ: 1397/7/14 ساعت: 7:11
در کارگه کوزهگری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ناگاه یکی کوزه برآورد خروش کو کوزهگر و کوزهخر و کوزه فروش شعر از خیام
ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 12:27
ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم گر همه زهرست چون خوردیم س&
دریچه ها - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
ما چون دو دریچه ، رو به روی همآگاه ز هر بگو مگوی همهر روز سلام و پرسش و خندههر روز قرار روز آیندهعمر آینه ی بهشت ، اما ...آهبیش از شب و روز تیره و دی کوتاهاکنون دل من شکسته و خسته ستزیرا یکی از دریچه ها بسته ستنه مهر فسون ، نه ماه جادو کردنفرین به سفر ، که هر چه کرد او کرد شعر از مهدی اخوان ثالثبرچس...
عاشقانه - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
عاشقانه ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تو ام سنگین شدهای به روی چشم من گسترده خویششایدم بخشیده از اندوه پیشهمچو بارانی که شوید جسم خاکهستیم زآلودگی ها کرده پاکای تپش های تن سوزان منآتشی در سایه مژگان منای ز گندمزار ها سرشارترای ز زرین شاخه ها پر بارترای در بگشوده بر خورشیدهادر هجوم ظلمت تردی...
چرا رفتی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
چرا رفتی چرا رفتی، چرا؟- من بی قرارم،به سر، سودای آغوش تو دارم.-نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟نه هنگام گل و فصل بهارست؟نه عاشق در بهاران بیقرارست؟نگفتم با لبان بسته ی خویشبه تو راز درون خسته ی خویش؟خروش از چشم من نشنید گوشت؟نیاورد از خروشم در خروشت؟اگر جانت ز جانم آگهی داشتچ...
Sonnet 116 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
Let me not to the marriage of true mindsAdmit impediments. Love is not loveWhich alters when it alteration finds,Or bends with the remover to remove:O no; it is an ever-fixed mark, That looks on tempests, and is never shaken;It is the star to every wandering bark,Whose worth's unknown, although his ...
هنوز در فکر آن کلاغم - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
هنوزدر فکر آن کلاغم در درههای یوش:با قیچی سیاهشبر زردی برشتهی گندمزاربا خشخشی مضاعفاز آسمان کاغذی ماتقوسی برید کج،و رو به کوه نزدیکبا غار غار خشک گلویشچیزی گفتکه کوههابیحوصلهدر زِل آفتابتا دیرگاهی آن رابا حیرتدر کلههای سنگیشانتکرار میکردند.□ گاهی سوال میکنم از خود کهیک کلاغبا آن حضور قاطع بیتخفیفوقت...
غزل ۳۶۴ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
غزل ۳۶۴ من اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابم بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی وگر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم بیار ای لعبت ساقی نگویم چند پیمانه که گر جیحون بپیمایی نخواهی یافت سیرابم مرا روی تو محراب است در شهر مسلمانان وگر جنگ مغول باشد ...
بیست و چهار - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
در خانه راه می رومو هوایی را که تو جا گذاشتینفس می کشمپنجره خانه به شمال می رسدودر ورودی خانه به جنوبآخر کجا رومکه یادت نباشد و یادت نیایمپایتخت نشینی موهاتتا ابد مرا مستاجر طرح لبخندهاتتمدید می کندچشم هات هوای خانه را هوایی می کنددیوار، مبل، شمعدانی ها، آینهحتا استکان چای آخرت عاشقت شده اندمن دیوان...
غزل شمارهٔ ۱۴۳ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
غزل شمارهٔ ۱۴۳ سالها دل طلب جام جم از ما میکرد وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا میکرد مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش کو به تأیید نظر حل معما میکرد دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست و اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد گفتم این جام جهان بین به...
اندک اندک جمع مستان میرسند - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
اندک اندک جمع مستان میرسند اندک اندک جمع مستان میرسند اندک اندک می پرستان میرسند دلنوازان نازنازان در ره اند گلعذاران از گلستان میرسند اندک اندک زین جهان هست و نیست نیستان رفتند و هستان میرسند جمله دامنهای پرزر همچو کان از برای تنگدستان میرسند لاغران خسته از مرعای عشق فربهان و تندرستان میرسند جان پا...
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:53
برسان باده كه غم روی نمود ای ساقیاین شبیخون بلا باز چه بود ای ساقیحالیا نقش دل ماست در آئینه ی جامتا چه رنگ آورد این چرخ كبود ای ساقیدیدی آن یار كه بستیم صد امّید در اوچون به خون دل ما دست گشود ای ساقیتیره شد آتش یزدانی ما از دم دیوگر چه در چشم خود انداخته دود ای ساقیتشنه ی خون زمین است فلك، وین مه ...
Dead Poets Society - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:27
I close my eyes and this image floats beside meThe sweaty-toothed madman with a stare that pounds my brainsHis hands reach out and choke meAnd all the time he’s mumblingTruth, like a blanket that always leaves your feet cold.You push it, stretch it, it will never be enoughKick it beat it, it will ne...
مه لقا - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:27
دوش که آن مه لقا، خوش ادا، با صفا، باوفااز برم آمد و بنشست، برده دین و دلم از دستباز مرا سوی خود، می کشد می برد می زندبا دو چشم مست، ابرویش پیوستآتشم اندر دلم برزد، زان رخ همچو آذر زدسوخت همه خرمنم، یکسره جان و تنمکشته عشقت منم، ای صنم، بد مکنبیش از این ظلم بی حد مکن شعر از علی اکبر شیدا برچسبها: عل...
غزل شمارهٔ ۱۶۰ - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:27
خوش است خلوت اگر یار یار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدایا که در حریم وصال رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد همای گو مفکن سایه شرف هرگز در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل توان شناخت ز سوزی
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۴ - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:27
غمم بی حد و دردم بی شماره فغان کاین درد مو درمان نداره خداوندا ندونه ناصح مو که فریاد دلم بیاختیاره شعر از باباطاهر برچسبها: باباطاهر+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۰۴ساعت 14:10 توسط katebmedia |
غزل 536 - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:27
مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی به زیر پای هجرانش لگدکوب ستم کردی قلم بر بیدلان گفتی نخواهم راند و هم راندی جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی بدم گفتی و خرسندم عفاک الله نکو گفتی سگم خواندی و خشنودم جزاک الله کرم کردی چه لطفست این که فرمودی مگر سبق اللسان بودت چه حرفست این که آوردی مگ
غزل شمارهٔ ۲۲ - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 17:27
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نهای جان من خطا این جاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید تبارک الله از این فتنهها که در سر ماست در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب بنال هان که از این پرده کار ما به نواست مرا به کار جهان هرگ